|
درباره وبلاگ (((با سلام خدمت همه دوستای گلم ))) (((به وبلاگ من خوش آمدید))) موضوعات آخرین مطالب پيوندها نويسندگان علمی و تفریحی آموزشی
مکالمه ای بین من و مادرم:
چند وقت پيش با بابام دعوام شد، دستشو برد بالا که
یه زمانی توو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که : تو اجازه بگیر برو بیرون منم 2دقیقه دیگه میام!
يادش به خير زماني كه راهنمايي بوديم يه دبير داشتيم هر موقع از دست ما عصباني ميشد ميگفت: گوساله ها خجالت بكشيد من جاي پدرتون هستم!
کلاْ افرادی که ازدواج میکنند دو دسته اند :
شنیدین این دخترای دم بخت میگن: من قصد ازدواج ندارم؟
چهارشنبه 03 خرداد 1391 :: 11:38 :: نويسنده : daraghcity
|