هیچ کس نمی داند .. همه چهره آرام می بینند .. همه صدای خنده ها را می شنوند .. هیچ کس حس نمی کند دل نا آرامت را ، تنهاییت را ، بغض گلویت را .. دست خودت نیست ، " باید " جلوی دیگران بخندی ... هیچ کس نمی داند وقتی به چهار دیواری اتاقت می رسی ، غصه ها را از پشت درب بر می داری و به حال امروزت افسوس می خوری ...! کاش اتاقت انبار غصه هایت نبود ... کاش تخت خوابت جای خوابت بود ، نه گریه هایت ..